شيخ ذبيح الله محلاتى
250
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گاهى كه كبير شد و اوست بهترين احباب و اصحاب تو و اوست كه پيشى گرفت در مسابقت و مهاجرت از همگان و نصرت كرد ترا اى پدر مصيبت تو ما را فروگرفته و بكاء كشنده من گشته و بدروزگارى ملازمت ما جسته اين بگفت و نفسى سرد از دل پردرد برآورد و نالهء بلند از جگر كشيد چنان كه گفتى روح مباركش از قفس تن پرواز خواهد كرد سپس بسوى خانه مراجعت نمود و روز و شب رهينهء رنج و تعب بود تا از اين دار فانى بروضهء رضوان رحلت فرمود خبر محمود بن لبيد در بكاء فاطمهء خزاز رازى باسناد خود در كتاب كفاية الاثر خويش از محمود بن لبيد روايت كند كه چون رسول خدا رحلت نمود فاطمه عليها السلام مىآمد بر سر قبر حمزه و گريه مىكرد در بعضى از روزها عبورم بر شهداء احد افتاد ديدم فاطمه بر سر قبر حمزه بشدت گريه مىكند صبر كردم تا از گريه آرام گرفت پيش رفتم و سلام كردم و عرضه داشتم يا سيدتى از اين ناله جانسوز شما رگ دل من پاره گرديد فرمود هرآينه سزاوار است براى من ناله و گريه كه چنين پدر مهربان و بهترين پيغمبران از دست من رفت وا شوقاه الى رسول اللّه سپس اين اشعار بگفت اذا مات يوم ميت قل ذكره * و ذكر ابى مذمات و اللّه اكثر سپس عرضه داشتم كه اى سيدهء من دوست دارم مسألهاى از شما پرسش كنم كه در ذهن من خلجان دارد فرمود سؤال كن عرض كردم بفرمائيد آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر على بن ابى طالب نص امامت نمود در حال حيوة خود آن مخدره فرمود و اعجباه آيا شما قصه غدير را فراموش كرديد كه رسول خدا نص صريح بر امامت على فرمود محمود بن لبيد مىگويد من عرض كردم چنين است كه مىفرمائيد ولى مىخواهم بدانم كه رسول خدا بشما چه فرموده آن مخدره فرمود خدا را شاهد و گواه مىگيرم و قسم ياد مىكنم كه به من فرمود على بهترين كسيست كه او را خليفه بعد از خود قرار مىدهم و او امام و خليفه بعد از من است در ميان شما و دو فرزند من و نه نفر از صلب